سیگار غم
تنها سیگارم غم مرا می فهمد.
همپای من می سوزد دم نمی زند!!!
تنها سیگارم غم مرا می فهمد.
همپای من می سوزد دم نمی زند!!!


هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ،
دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم
كه درهاي باز را نمي بينيم
پ
اگه بگم که قول می دم ...
اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم
اگه بگم که حاضرم فدای اونچشات بشم
اگه بگم توآسمون عشق من فقط تویی
اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی
اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم
اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم
اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی
اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی میشی
برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال میشی
برام باغبون میوه های تشنه وکال میشی
برام ماه شبای بی سحر میشی
برام ستاره ی راه سفر ولی بدون هرجا باشی یا نباشی مال منی
بدون اگه برای من هم نباشی عشق منی
میگن شاد بنویس
نوشته هایت غم دارند...
ومن یاد مردی می افتم
که با ویالونش گوشه ی خیابان
شاد میزد
اما با چشمهای خیس...
پروردگارا
یاری ام کن
که آنچه دانسته یا ندانسته میشکنم دل نباشد. . .

همیشه دو تا دسته آدم وجود داره
یکی ناز میکنه یکی هم محبت
اونی که نازمیکنه همیشه محبت میبینه
اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست مثل من . . .

عشق تو
شوخي زيبايي بود که خداوند با قلب من کرد !
زيبا بود
امّا
... شوخي بود !
... ... حالا . . .
تو بي تقصيري !
خداي تو هم بي تقصير است !
من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم . . . !
تمام اين تنهايي
تاوان « جدّي گرفتن آن شوخي » است